| خانه | آرشیو | پست الکترونیک |
|
داستان مسعود (قسمت دوم )
مسعود تلفنی از تبریز اطلاع داد که چه روزی و تقریبا چه ساعتی به تهران وارد میشوند. دوستان و نزدیکان مسعود در صدد برآمدند که استقبال خوب و شایسته ای از مسعود و خانمش بعمل آورند . برنامه جالبی تهیه شد فامیل و آشنایان را به سه دسته تقسیم نمودند که در سه نقطه مختلف جمع شوند و با ورود مسافران عزیز خود این سه دسته نیز به ترتیب بانها به پیوندند تا بمنزل پدر و مادر مسعود برسند . مارگرت که از ابتدای ورود به ترکیه و سپس بایران با زندگی ووضع تازه ای روبرو میشد و گاهی هم از رفتار بعضی ناراحت میگردید . با برخورد بدسته های مستقبلین و آشنایان مسعود که با گرمی خاصی ورود او را بکشورشان تبریک میگفتند و از او صمیمانه پذیرائی مینمودند خستگی راه و ناراحتی های خود را بکلی فراموش نمود و احساس کرد که با مردمی خونگرم و با عاطفه روبرو شده است . مسعود که کاملا مراقب حال خانم خود بود گاهی توضیحاتی هم برایش میداد گفت : اگر در شرق از جهات علم و صنعت و بعضی اصول دیگر زندگی عقب ماندگیهائی وجوددارد در عوض شرقی ها دارای عواطفی پاک و انسانی و احساساتی پر شور میباشند که متاسفانه در غرب کمتر دیده میشود . پدر و مادر مسعود و بعضی دیگر از فامیل جزو دسته ای بودند که در مدخل شهر تهران ایستاده و منتظر مسافرین خود بودند مسافران رسیدند . پدر و مادر مسعود قبل از دیگران نور چشم خود و نو عروس را باغوش گرفتند . گریه های شوق شروع شد و هیجانی عجیب پدید امد . بچه های کوچک جست و خیز مینمودند و فریاد شادی می کشیدند و هیاهوئی نشاط انگیز بپا کردند . پس از انکه روبوسی ها خاتمه یافت سوار ماشینها شدند و از اینجا به بعد ماشین پدر و مادر مسعود در جلوی ماشینهای دیگر حرکت میکرد . به نزدیکیهای منزل که رسیدند گوسفندی جلوی پای مسافرین قربانی شد که برای عروس خانم تازگی داشت و مسعود توضیحی برایش داد. عده دیگری که در منزل بودند و انتظار می کشیدند باورود مسافرین شور و غوغائی بپا کردند و مخصوصا بچه ها خیلی سروصدا و هلهله می نمودند . شعار صلوات دسته جمعی مستقبلین مارگرت را بیاد جشن مجلس عقدش انداخت که انجا نیز چنین شعاری را شنیده بود . دختر بچه ها و پسر کوچولو از سرو کول عروس و داماد بالا میرفتند و فرشته وار انها را می بوسیدند . مسعود که بیش از چهار سال از وطن دور بوده بیشتر بچه ها را نمی شناخت اما از عمو جان و دائی جان گفتن انها متوجه میشد که بچه های برادرها و خواهرش میباشند با گرمی و شوق عجیبی آنها را میبوسید و از خودشان نامشان را میپرسید و به مارگرت معرفی میکرد . مارگرت نیز که خود را در جمع کودکان معصوم و پاکدلی میدید که در سینه هایشان جز صفا و محبت چیزی نیست به هیجان آمده بود و از شور و غوغای آنها و شلوغی نشاط انگیزی که مینمودند لذت میبرد و با چند کلمه فارسی که یاد گرفته بود با انها صحبت میکرد و خیلی شیرین و جالب بانها آفرین میگفت . همه این جریانات نشاط انگیز باینصورت ها برای دختر آلمانی بی سابقه بود و خود را در عالم دیگر میدید . تعارفات و احوالپرسی ها تمام شد و چون مسافران خسته بودند قرار شد که زودترشام خورده شود که مردم بتوانند بمنازل خود بروند واهل منزل هم که از صبح زود در اماده نمودن مقدمات پذیرائی زحمات زیادی کشیده و خسته شده اند بتوانند استراحت نمایند . تا چند روی مراسم دیدن و سپس هم بازدید برقرار بود و بعد از آن در همان ساختمان دو اطاق را برای زندگی مسعود و خانمش اختصاص دادند. مادر مسعود که خانم شایسته و متدینی بود با اینکه برخورد بسیار خوب و محترمانه ای با عروس تازه وارد خود داشت و خیلی باو محبت مینمود قلبا کمی نگران بود و بیک مسئله خیلی حساس و اساسی فکر میکرد . او چنین می اندیشید که نکند خانم مارگرت روی عشق و علاقه ای که به مسعود پیدا نموده پذیرش اسلام وی خیلی روی اعتقاد واقعی و قلبی نبوده باشد . گو اینکه از نظر معاشرت و جهات دیگر مانع شرعی برای مادر مسعود و سایرین وجود نداشت ولی مادر مسعود کاملا حق داشت که درباره چنین نکته حساس و مسئله مهمی فکر کند زیرا موضوع تعلیم و تربیت فرزندان مسعود در میان است و اگر واقعا خانم مارگرت باسلام ایمان قلبی پیدا نکرده باشد این مطلب که پرورش بچه های مسعود است چگونه خواهد شد ؟! و مسعود که جوانی روشنفکر و با ایمان میباشد چنین مشکل بزرگی را چگونه و بچه صورتی حل خواهد نمود ؟ شاید بعضی ها باین نوع مسائل اهمیتی ندهند ولی یک خانواده متدین وواقعا مومن نمی توانند حساسیت چنین امر بزرگی را ندیده بگیرند و بان بی اعتنا باشند . مادر مسعود بدون اینکه بفرزندش و دیگران چیزی بگوید و فکر آنها را خراب کند مطلب را فقط با پدر مسعود در میان گذاشت . پدر و مادر مسعود پس از فکر زیاد چاره را در این دیدند که بیکی از مراجع تقلید مراجعه نمایند ودر این باره نظر بخواهند . همین کار را هم کردند و جریان را بطور کامل بعرض آقا رساندند . مجتهد - این خانم آلمانی بزبان فارسی آشنا شده است ؟ و شما میتوانید براحتی با او سخن بگوئید ؟ پدر مسعود - خیر آقا مجتهد - تا زمانیکه کاملا فارسی را یاد نگرفته با او بحث و گفتگو نکنید و در انجام تکالیف شرعی هم باو سخت نگیرید فقط کوشش کنید طبق دستور شرع مقدس با او کمال مهربانی را داشته باشید . ضمنا امور شرعی را روی واقعیت و حقیقت جلوی چشم او انجام دهید . چون او فردی با سواد و با فکر است و احکام اسلام هم با عقل و دانش سازگار است طبعا بتدریج علاقه مند میشود و ایمانش قلبی خواهد شد . این دستور و برنامه دقیقا مورد اجرا گذاشته شد . خانم مارگرت قبل از هر چیز بموضوع کوتاه کردن ناخن های دست توجه پیدا کرد . او دید که مادر و خواهر مسعود صبح هر جمعه ناخنهای خو را کوتاه مینمایند و بلافاصله دستها را با صابون میشویند . مارگرت در این باره کمی فکر کرد و دید که این کاری است بسیار خوب زیرا اضافه بر اینکه ناراحتی های زیادی که از بلند بودن ناخنها همیشه او را معذب می نماید از بین میرود بهداشت و نظافت واقعی هم تامین میشود . چون وقتیکه ناخنها بلند باشد هر قدر که در پاک کردن آنها دقت شود باز غیر ممکن است که در گوشه های زیر ناخن میکرب و کثافت با قی نماند . اما با کوتاه کردن انها شستن دست خیلی راحت و آسان میشود و پاکیزگی حقیقی حاصل میگردد . با این ترتیب خانم مارگرت اولین قدم را در اجرای دستورات دینی بر میدارد . گرفتن وضو و آماده شدن برای خواندن نماز و حرکات پر معنای نماز گزار که همگی اهل خانه آن را چند بار انجام میدادند و با واقعیت و اخلاص همراه بود و حکایت از قلبهای پر ایمان و عشق به افریننده جهان مینمود و سحر خیزی مادر مسعود که قبل از تمام افراد خانه بر می خواست و با مهربانی سایرین را هم برای خواندن نماز بیدار میکرد . مردها به مسجد میرفتند و زنها در منزل نماز میخواندند . اینها هر کدام در روحیه مارگرت اثر خاصی با قی میگذاشتند . و فکر او را مشغول مینمودند . مارگرت که فقط با مسعود میتوانست براحتی حرف بزند درباره این موضوعات به تحقیق پرداخت . مسعود هم که پیش بینی میکرد همسرش با حس کنجکاوی زیادی که در مسائل بزرگ زندگی دارد و مخصوصا مقید است که تقلید کورکورانه از اشخاص ننماید سرانجام روزی میرسد که با عشق و علاقه مندی درباره اصول و فروع دین اسلام تحقیقات اساسی و عمیقی بنماید لذا با بیانی جالب و رسا پاسخ سئوالات مارگرت را یکایک میداد و به خوبی او را به حقانیت و عظمت اسلام آگاه میساخت و چون از ابتدا آمادگی پذیرش حقیقت در وجودش میدید در روزهای اول تنها بگفتن شهادتین اکتفا کرد و میخواست که او با روشن بینی خاصی که دارد از روی منطق و عقل مومن شود . مارگرت کم و بیش بفلسفه و حکمت دستورات مقدس اسلام آشنا و نظرش جلب میگردد . و برایش ثابت شده بود که اسلام واقعا پاسخ گوی همه نیازهای مادی و معنوی بشر میباشد . اما یک موضوع هنوز برایش روشن نشده و آن این است که بداند نظر اسلام درباره حضرت مسیح ع و مادر بزرگوارش حضرت مریم ع چیست . مارگرت - مسعود جان آماده ای ساعتی با هم درباره حضرت مسیح ع صحبت کنیم ؟ مسعود - با کمال میل و افتخار . مارگرت - سئوال خود را مطرح مینماید . مسعود - کلیسا و مبلغین مسیحیت در حق حضرت مسیح علیه السلام و مادرش ظلم بسیار نموده و مینمایند . اگر کمی به مطالب اناجیل دقت کنی خیلی زود متوجه میشوی که چه تحریفات عجیبی در انها شده و چه مطالب ناروائی به حضرت عیسی ع نسبت داده اند که واقعا شرم آور است . گاهی عیسی را خدا و زمانی پسر خدا معرفی مینمایند . ووقتی با اعتراضات منطقی روبرو میشوند تثلیث ( سه قسمت کردن ) قائل میشوند . و دلیل پوچ و بی معنائی می آورند که : سه مساوی است با یک و سه باریک مساوی است با سه . پدر و پسر و روح القدس مسلما این حرفها جز شرک چیزی نیست و به هیچ وجه با منطق و عقل سازگار نمی باشد و حضرت عیسی ع منزه است از چنین سخنان یاوه ای . مارگرت که خود باین مطالب بی اساس انجیل قلبا معترض بود ولی چاره ای جز سکوت نمیدید سخنان مسعود موضوع را مجددا به خاطرش آورد و با اشتیاق زیاد خواست که بداند قران در این باره چه می گوید . مارگرت- خواهشمندم نظر قران مجید را برایم بیان کنی مسعود - در قرآن مجید در سوره 5 آیه 116 و 117 چنین آمده خوب با دقت گوش کن : " و آن زمانیکه خدا فرمود : ای عیسی بن مریم آیا توبه مردم گفته ای که غیر از خدا من و مادرم را خدا قرار دهید ؟ عیسی گفت : خدایا تو از شرک منزهی و سزاوار من نیست که چیزی بگویم که حق ندارم و اگر چنین حرفی گفته باشم تو میدانی . تو به مکنونات قلب من آگاهی ولی من انچه را در ذات اقدس تو است نمیدانم . در حقیقت دانای غیب توئی . من جز آنچه که توبه من امر کرده ای بانها چیزی را نگفته ام ( و آن اینکه) خدائی را که پروردگار ممن و شما است بپرستید و مادام که در میان آنها بودم شاهد و ناظر شان بودم و زمانیکه تو مرا میراندی تو ناظر آنها بوده ای و از اعمال انها خبرداری و تو بر هر چیز گواهی ." منطق صریح قرآن درباره یگانگی خدا و این که حضرت عیسی علیه السلام جزوحدانیت خدا و دعوت مردم به پرستش خدائی توانا و دانا چیزی نگفته. و این سخنان بیهوده که در انجیل میباشد از حضرت عیسی ع نیست بلکه ساخته و پرداخته پولس و سایر مغرضین میباشد . مارگرت را از نگرانی خارج و بحقیقت قرآن مجید روشن و مطمئن ساخت . مارگرت - مسعود جان ممکن است نظر قرآن رادر باره حضرت مریم ع هم برایم بیان کنی . مسعود - با کمال افتخار . در قرآن مجید در آیات مختلف از حضرت مریم ع نام برده شده و او را در ردیف یکی از بهترین زنان عالم قرار داده است و من فعلا سه ایه از سوره 3 را برایت میخوانم . ایه های 36 و 41و 42 . پس قبول کرد مریم را خدایش به نذر مادر او برای خدمت به مسجد بقبولی نیکو . و پرورش داد خدا او را به نیکوئی در خلقت . و کفیل کرد خدا برای نگهداری مریم زکریا را . هروقت داخل میشد زکریا برمریم در محراب عبادت می یافت نزد مریم خوراکی را . میگفت زکریا : ای مریم از کجا آیداین خوراکیها برای تو . میگفت مریم از جانب خداست . البته خدا روزی میدهد هرکرا خواهد بی حساب (36) . یادآورای پیغمبر وقتی راکه گفتند ملائکه ای مریم بدرستیکه خدا برگزید ترا براولاد پیغمبران که جزتو زنی برای خدمت خانه خود نپذیرفت و پاک کرد ترا از پلیدی که در زنان عادت است و برگزید ترابرزنهای جهانیان در عهد تو که ولادت عیسی بی واسطه پدر از تو شد. (41) ای مریم ملازم عبادت باش از برای پروردگار خود و سجده کن و رکوع کن بار کوع کنندگان .(42) مارگرت- مسعود واقعا چقدر عالی است منطق قرآن که انسان از شنیدنش لذت میبرد . مارگرت در فکر فرو رفت ودیگر حرفی نمیزد . مسعود- مارگرت در چه فکری هستی ؟ مارگرت- دراین باره فکر می کنم که این دین مقدس با این همه حکمت و دستورات زنده و سعادت بخشی که دارد . این قرآن که کتابی شگفت میباشد چرا نباید در دسترس طبقات مختلف مردم ساده دل اروپا ویا کشورهای دیگر قرار گیرد ؟! مردمی که انجیل تحریف شده با مطالب بی اساس و ناروای آن و دستورات مسخره و بی معنای کلیسا را محترم می شمارند . مسلما اگر به قرآن که منبع پرنور و با حقیقتی است دسترسی پیدا کنند بسیاری از آنها خیلی زود براه راست خواهند آمد . مسعود- حق با تو میباشد وواقعا هم مطلب همینطور است اما اشکال عمده دراین است که فعلا اسلام در بین خود مسلمین هم غریب است . زیرا روش و برنامه های زندگی مسلمین در بسیاری از جهاتش مخالفت آشکار با قرآن دارد. ودر واقع باید گفت که ما بی جهت نام مسلمان روی خود گذاشته ایم و به قول یکی از دانشمندان اگر بخواهیم برای اسلام تبلیغ نمائیم اول باید بگوئیم که ما مسلمان نیستیم سپس درباره اسلام سخن بگوئیم . و این خود مسئله ای شده که غالبا افرادی ایرانی و یا خارجی رفتار ووضع مسلمانها و حتی عقب ماندگیهای آنانرا ملاک قضاوت درباره اسلام قرار میدهند در صورتیکه این طرز فکر و قضاوت درباره اسلام قرار میدهنددر صورتیکه این طرز فکر و قضاوت هم نشانه بی اطلاعی و کم خردی است . زیرا نحوه رفتار وچگونگی حال فرد و یا جماعتی ربطی باصل دین و قوانین آن ندارد . این دوازدهم جدا میباشند و هریک مطلب و موضوعی است مستقل . بطور مثال اگر باغی پر از میوه های بسیار خوب در اختیار جماعتی باشد ولی آن مردم بنحو صحیح از آن باغ بهره نگیرند و میوه های سالم و مفید را یا لگد مال نموده ویا در ظرفهای ناپاک ریخته و با دستهای آلوده و کثیف بخورند که در نتیجه همیشه مریض و ناراحت باشند ؟! آیا باید گفت : که میوه های باغ بد میباشند ؟! یا باید گفت : حیف از این باغ و چنین میوه هائیکه در اختیار این مردم نادان قرار گرفته ؟! کدام یک از این دو قضاوت درست و صحیح است ؟! بنابراین برای سنجش و تشخیص اصالت و ارزش واقعی قوانین هم باید اولا با مقیاسهای مخصوص بخود انها قیاس شود ثانیا چگونگی حال و نحوه استفاده فرد یا گروهی ملاک قضاوت نباشد . با این ترتیب اگر در مسئله ادیان و یا مکاتب دیگری که بعنوان برنامه هائی برای نظام اجتماع بشری طرح شده اند واقعا از روی انصاف و بی طرفی تحقیق و بررسی شود خیلی زود این نتیجه بدست می آید که هیچ قانونی نمی تواند در مقابل قرآن و احکام اسلام ارزشی داشته باشد و این موضوعی است که برای بسیاری از دانشمندان و متفکرین به ثبوت رسیده و هر فرد بی غرض و با سوادی هم با مختصر تحقیق و مطالعه میتواند باین حقیقت برسد . مارگرت- مطالب خیلی حساس و لازمی را تشریح نمودی که واقعا باید مورد توجه همه مردم باشد اما پاسخ سئوال مرا ندادی گفتم من از این جهت ناراحت میباشم که چرا قرآن و سایر معارف اسلامی را در مقیاس وسیع ترجمه و چاپ نمی نمایند که در اختیار همه طبقات مردمی که در غیر کشورهای اسلامی زندگی میکنند قرار گیرد تا افراد خواهان حقیقت امکان هدایت و راهنمائی برایشان فراهم شود . مسعود – حرفی کاملا صحیح است . از اینکه تحت تاثیر موضوع حساسی واقع شدم و بحث را از نظمی که باید داشته باشد خارج ساختم معذرت میخواهم . در اعتراضی که داری منهم با تو هم عقیده هستم و گاهی فکر می کنم کسانیکه این امکانات برایشان فراهم است و کوتاهی مینمایند پاسخ مسئولیت خود را چه خواهند داد . اگر اینکار بنظر بعضی ها مشکل باشد لااقل تهیه کتابی کوچک که نشان دهنده چهره و سیمای اسلام باشد و برنامه های او را در جهات مختلف زندگی تا حدودی مشخص کند خیلی مشکل نیست و اگر افرادی فداکار دست باینکار بزنند مسلما نتایج خوبی خواهد داشت . یکی از دوستان که به ژاپن رفته بود میگفت عطش عجیبی مردم ژاپن برای پذیرش اسلام دارند و خیلی تاسف میخورد که با وجود چنین زمینه های مساعدی چرا نباید اقداماتی از جانب ما صورت بگیرد و این آمادگی و مساعد بودن زمینه منحصر به ژاپن و یا اروپا و آمریکا نیست بلکه در آفریقا نیز وضع چنین است و حتی خیلی هم مساعدتر . حالا با وجود چنین تکالیف سنگین اگر ما غرق در زندگی و تشریفات و تجملات آن شویم و مبالغ زیادی به مصارف بیهوده برسانیم آیا مسئول نیستیم ؟؟ آیا این این همبستگی که مردم روی زمین در بسیاری از مسائل زندگی با هم پیدا کرده اند . و با این وسائل مختلف ارتباطی که سبب نزدیکی آنها بهم شده ایجاب نمی نماید که ما قرآن و احکام سعادت بخش انرا در اختیار دیگران نیز قرار دهیم ؟! آیا مفهوم واقعی دو وظیفه بزرگ " امر به معروف و نهی از منکر " چیزی جز این امور و نظایر آن میباشد ؟؟!
|+| نوشته شده توسط علی (پروانه سوخته) در شنبه 1386/10/22 و ساعت |
|
درباره وبلاگ
![]() به نام خدا
ولایه علی بن ابی طالب حصنی فمن دخل حصنی امن من عذابی اینجانب علی هستم 29 ساله . با اتکا به خداوند منان و عنایت اهل بیت عصمت و طهارت علیهما السلام سایتی در جهت رشد معرفت دینی و نشر احادیث اهل بیت و بزرگان و عالمان دین تاسیس گردید .امید است که عزیزان خواننده از مطالب این سایت بهره های معنوی بسیاری برده و ما را نیز از دعای خیرشان بی نصیب نگذارند انشاا.. . در این سایت سعی شده بر خلاف روال بعضی سایتهای دیگر بیشتر روی مضمون و مطالب تکیه شود تا اینکه به زرق و برق سایت پرداخته شود .ممکن است در بخشهائی از سایت بعضی مطالب علمی و اجتماعی گنجانده شود . تمامی مطالب سایت یا تجربیات نویسنده یا در قالب خاطرات بزرگان و مطالب شنیدنی می باشد که به همه عزیزان توصیه می نمائیم حتما مطالب را با توجه و موشکافی پیگیری نمایند انشاا... که بتوانیم حرکتی در جهت نشر معارف دین برداریم و این قدم کوچک مستوجب قدمهای بالاتری نیزدر این راستا گردد. تمامی مطالب سایت توسط نویسنده سایت انتخاب یا عنوان بحثها باحساسیت انتخاب می شوند و تمام مطالب مدارک و منابع آن موجود میباشد. برداشت یا اقتباس از مطالب سایت با ذکر منبع سایت بلا مانع است . خواهشمند است ما را از پیشنهادات و انتقاداتان بی نصیب نگذارید . تقدیم به رهروان و راهداران عشق آنان که دست تمنا به فراسوی محراب عشق این عقیق نهان برآورده اند . آنان که سیمرغ قاف قلوبشان از عالم مغیبات دانه ارادت می چیند وهمای همتشان مکنونات را به بصیرت ارنا الاشیاء کما هی میبیند . آنان که چشم طلب به دروازه دل دوخته و دست نیاز در تجلیگاه معراج درون برآرند و بر قلل پر پیچ وخم گیسوی زیبارخی ماه روی مامن گزینند . دلدادگانی که التهاب درونیشان به سر حد بی طاقتی رسیده است و خرمن وجودشان چشم انتظار شراره ای دیگر از دیار یار می باشد . تقدیم به تشنه کامان سینه سوخته ای که خمار شرابی طهور از خمخانه عشقند تا آن را در کام کشند و جام قلوبشان را بدان جلا بخشند . به عاشقان و عارفانی که تابش آفتاب طلعتشان آثار انوار تجلی دارد و وجودشان آتشکده عشق الهی گردیده است . برقی از منزل لیلی بدرخشید سحر.......... وه که با خرمن مجنون دل افگار چه کرد. اللهم عجل لولیک الفرج منوی اصلی
صفحه نخستپست الكترونيك آرشيو مطالب خانگي سازی ذخيره كردن صفحه اضافه به علاقه منديها نوشته های پیشین
88/06/01 - 88/06/3188/01/01 - 88/01/31 87/10/01 - 87/10/30 87/09/01 - 87/09/30 87/07/01 - 87/07/30 87/06/01 - 87/06/31 87/05/01 - 87/05/31 87/01/01 - 87/01/31 86/12/01 - 86/12/29 86/10/01 - 86/10/30 86/09/01 - 86/09/30 86/08/01 - 86/08/30 آرشيو موضوعی
مسافر1وابستگی خداوند درکنارماست تعمق سکوت خاموشی الهی زندگی دوباره راه حق یادی از معلم اخلاق مرحوم حاج شیخ عبدالکریم حق شناس تفال به دیوان حافظ زندگانی امام علی بن موسی الرضاع ولادت امام علی بن موسی الرضاع حضورخدا دهمین همایش با ملکوتیان خاک نشین طرح بزرگ صلوات برای تعجیل در ظهور بدرقه آه ! تو اینجا نیویورک است بهشت همان خانه کوچک بود غدیرخاطره ای جاودانه وزیباست داستان مسعود 1 داستان مسعود 2 زنده وجاوید کیست ؟ کشته شمشیر دوست غریبستان حدیث از حضرت رسول ص پایان جهان آهنگ ستایش داستان مسعود 3 پيوندها
راهی بی انتهاپخش زنده از حرم مطهر امام هشتم علیه السلام زیارت از راه دور شبکه امام رضا ع قصه سیب و آدم وبلاگ شخصی سید علی انصاریان خلاقیت کلید طلائی آرامش ابدی دلدادگان یار رخ اندیشه یاعلی مدد ازمن برای ارادت به مولا نسیم کویر اهل دین و اسلام شوق رضوان تلخ و شیرین زیبای دو عالم ارزش پاکی ریکی و انرژی یاسین سایت مجتبی دهقانی هیئت ریحانه الحسین س آسمونی گنجهای معنوی دوستی با خدا خدایا کسی را جز تو نداریم معراج یاس کبود اخلاق و رفتار اسلامی کهکشان دل نوشته ها یار دلنواز ولی نازنین صبر اندازه دارد به عشق صاحب الزمان حاج عبدالرضا هلالی شاخص 84 شاید کمی تامل یا علی گفتیم و عشق آغاز شد عقل ودین هل من ناصر ینصرنی خداجون فقط یک نگاه منشور کسی صدایم می زند کانون فرهنگی مسجد علی بن ابی طالب زاهدان حضرت امیرالمومنین علی علیه السلام کمال انسانی وعروج روحانی در سلوک عرفانی ثنا وبلاگ اهل بیت علیهم السلام پروازتابی نهایت محفل راهیان نور عاشقان مهدی به زندگی لبخند بزن مولاتی رقیه... وحید قاسمی مداحی چفیه خاکی حرف حسابی پایگاه اطلاع رسانی جهان تشیع آخرین منجی یاران موعود ندای درون زخم خوردگان تقدیر مباحث علمی بشقاب پرنده ها کلبه کوچک دل (نیایش آسمانی) بوسه بر لبهای خدا عشق باکاروان عشق نردبانی بر آسمان محراب عشق دبستان شهید آیتی امیر آباد شیعیان حرفای دل حضرت عشق ساحل بارانی ظهور صغری امام زمان تزکیه نفس طریق عشق صفحات انتظار در فراق گل نرگس قالب های حرفه ای وبلاگ ابزار وب فارسی امکانات
|
| Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar |