تبليغاتX
پروانه سوخته
خانه | آرشیو | پست الکترونیک
اینجا نیویورک است!
 

 

 

... اینجا نیویورک است ! گاه بر روی دری یا دیواری در همین دیار که تصور می رود جز دیار دلار نیست ولیس فی الدار غیر الدلار  دیار ! با شگفتی نگران تصویر و پوستر و پرتره پیرمردی می شوم مراد گونه و مرشد مابانه با زیرنویسی از کلمات معنوی و روحانی و مثلا دعوت عام و خاص به معنویت و ریاضت و ورود  در حلقه مریدان و مقلدان فلان مکتب به اصطلاح عرفانی هندی و غیر هندی و از این قبیل . و البته نه یک پیر بلکه پیران متعدد ونه یک مذهب و مشرب بلکه مذاهب و مشارب متنوع چنانکه گاه از فرط تنوع به تهوع راه می گشاید .

 

صرفنظر از مضمون و محتوای این دعوتها و فراخوان ها آنچه در ورای آن محسوس و غیر قابل انکار است عطش روحی شدیدی است که آتش جستجو را در جان انسان عصر حاکمیت " ابزار " شعله ور کرده است و او را به مصداق " الغریق یتشبث بکل حشیش " از این سوی به آن سوی می راند و از این کوی به آن کوی می دواند و این خود حدیثی است مفصل که در این مجمل نمی گنجد .

اینست که در کنار انبوه ساختمانهای آسمانخراش و محیرالعقول و سر به فلک کشیده " وال استریت " یعنی در همانجا که سلاطین صاحب دلار و کمپانیهای جهان گردان با سلاح سرمایه و سهام بازار بورس جهان را می گردانند بارها و بارها می ایستم و اگر نه از حیث صنعت و تکنولوژی لااقل – که چندان اقل هم نیست ! – می توانم بگویم از این حیث که مشرق زمین و خصوصا ایران و بالاخص دنیای اسلام گاهواره و پرورش دهنده بزرگان عرصه علم و عرفان و عبادت و معنویت بوده است و هست به خود می بالم و در می یابم که از قضا اینجا ( یعنی آنجا ! ) همانجایی است که چهره وارستگان فرزانه ای امثال حاج آخوند ملاعباس و ... را بهتر و روشنتر و جذاب تر و دیدنی تر از همیشه و همه جا می توان دید . آری می توان دید اما نه به دلالت تشابه بلکه به دلالت تضاد ! مگر نه این بود که ماهی تمثیل تا در اقیانوس بود آب را نمی یافت چون بر ساحل افتاد و خاک را حس کرد آب را یافت ؟!

باری از فراز یک ساختمان صدوهفت طبقه ای شهر نیویورک را میبینم و با یاد حاج آخوند ملاعباس به مخاطب مجهول خویش می گویم :

نگاه من به تماشای اصل اشیا رفت       تو آنچه آینه بینی به چشم من سنگ است

چگونه پیرهن عاریت کنی در بر      قبای غرب بر اندام شرقیان تنگ است !

 

آری سرزمین من سرزمین فرزانگان و وارستگانی است که قرن بیستم و عصر اتم با همه طول و عرض و حجم ووزنی که دارد از آفرینش آنان عاجز آمده است . راز و رمزهای این سرزمین بسیار است و عرفا  

 

                                       "  رازهای سرزمین من   "                    اند .

 

                                         

                                                                                                         

                                      

 شهادت حضرت جواد الائمه ع بر همه شیعیان و همه دوستان و رفقای با صفا تسلیت باد ...التماس دعا

|+| نوشته شده توسط علی (پروانه سوخته) در جمعه 1386/09/16 و ساعت  | 
Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar