تبليغاتX
پروانه سوخته
خانه | آرشیو | پست الکترونیک
1- مسافر

   انسان مسافری  یا زائری است که از دیرباز به سوی موطن گم شده اش در سیرو سفر است . این مقصد خانه نور است . دریغا که بسیاری از ما در دنیای تاریکی گم شده ایم و قادر نیستیم واقعیت را از توهم تشخیص دهیم . سایه ها را واقعی می پنداریم پس به دنبال سایه های ثروت و لذت اقتدار و عظمت سر گردان می شویم . سراسر زندگیمان سر گردانی است . اما هنگامی که بیداری طلوع می کند در می یابیم که این همه سر به سر رنج و بیهودگی بوده است آنگاه از اعماق قلب مان ندایی این چنین بر می آید :

آه ! روح من !

تا کی بر سطح زندگی شناور خواهی ماند ؟

تاکی به آنچه دنیا می دهد و می ستاند دل خوش خواهی داشت ؟

به ژرفای وجود خود فرو رو !

آنجا گنجی لایزال تهفته است ثروت متعالی زندگی .

 

 

این ندا بانگ بیداری است . روح بیدار می داند که باید از تاریکی به سوی نور عزیمت کند . در یکی از نیایشهای زیبای اسلام از خداوند به عنوان نورالمستوحشین فی الظلم : نور وحشت زدگان در تاریکی ها یاد شده است . از این رو قدیسان دعا می کردند : خداوندا مرا از تاریکی به نور هدایت کن . این نیایش خواسته قلبی هر زائر است .اما افسوس که بسیاری از ما از خاطر برده ایم که زائر هستیم و اما راه را گم کرده ایم . از این روست که جان انسان امروز دستخوش بیقراری است . و بیقراری به قرار نمی رسد مگر آنکه زائر به موطن باز رسد .

موطن همان روح است همان غایه آمال الغارفین یا قلمرو آسمانی . برای رسیدن به موطن نباید از دنیا گریخت . بلکه باید آن را پذیرفت در آن زندگی کرد اما به تملک آن در نیامد . باید در دنیا زندگی کنیم و لیکن دنیایی نباشیم . و راز این هنر در قطع وابستگی هاست .

باید کارهای روزانه خود را به انجام رسانیم اما گرفتار هیچ چیز فانی نشویم .

در وابستگی بذر حرمان نهفته است .

اگر می خواهید وابسته نباشید

نقطه به دامان نیلوفرین خدا

به دامان نیلوفرین یگانه معبود وابسته باشید .

|+| نوشته شده توسط علی (پروانه سوخته) در جمعه 1386/08/18 و ساعت  | 
Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar