| خانه | آرشیو | پست الکترونیک |
|
تفال به دیوان حافظ
در بین تدوین و تایپ مطالب به دلم افتاد تفال به دیوان حافظ بزنم . خب سحر ماه رمضان و وقت خوب و مقتضی بود دیوان را باز کردم این چنین آمد : دلا بسوز که سوز تو کارها بکند نیاز نیم شبی دفع صد بلا بکند عتاب یارپری چهره عاشقانه بکش که یک کرشمه تلافی صد جفا بکند زملک تا ملکوتش حجاب بردارند هرآنکه خدمت جام جهان نما بکند طبیب عشق مسیحا و مست ومشفق لیک چودرد در تو نبیند کرا دوا بکند تو با خدای خودانداز کارودل خوش دار که رحم اگر نکند مدعی خدا بکند زبخت خفته ملولم بودکه بیداری بوقت فاتحه صبح یک دعا بکند بسوخت حافظ و بوئی بزلف یار نبرد مگر دلالت این دولتش صبا بکند
|+| نوشته شده توسط علی (پروانه سوخته) در چهارشنبه 1386/08/30 و ساعت |
یادی از عارف بزرگ معلم اخلاق مرحوم حاج شیخ عبدالکریم حق شناس
هنوز در ذهنم صدای ملکوتی حضرت آیت ا.. حق شناس عارف بزرگ عالم جلیل القدر طنین انداز است ..طنین صدای ایشان هنوز در گوشم نجوای شبهایی را میدهد که در منزل و حوزه علمیه ایشان( واقع در میدان هروی تهران )دل از دنیا کنده و هم نوا با فرشتگان خداوند میشدیم .. انسان تا کجا میتواند پیش رود که غیر از او کسی را نمیبیند .همه چیز را از او طلب و استمداد میکند .ایشان وقتی با آن لحن ملکوتی میفرمودند در بعضی از فرمایشاتشان " ای خدای عزیز من " احساس می کردم چقدر ایشان عاشق خداوند هستند . بعضی از دوستان حاضر در مجلس به گریه می افتادند شاید به حال خود می گریستند . هنوز بعد از مدتها که از پر کشیدن روح ملکوتیش می گذرد احساس می کنم چراغ هدایتی که ایشان روشن نمود برای همیشه روشن خواهد ماند و از تلا لو نور خود دگران را نورانی خواهد نمود . این یادآوری قدم نا چیزی در شناخت ایشان و افکار ایشان به نسل جدیدی که تشنه معرفت و حقانیت هستند باشد.
زندگي علمي و معنوي اين عارف بزرگوار حاكي از يك دوره سيرو سلوك عاشقانه ايست كه ايشان با سلاح تقوي و توكّل و اخلاص در اين مسير پرپيچ و خم قدم نهاده و كام خويش را از ساغر دستان بزرگان علم و معنويتي همچون , حضرت آيه ا... العظمي بروجردي (ره) حضرت آيه ا... شاه آبادي (ره) , حضرت امام (ره) و فرزانگان ديگري كه نام مباركشان زينت قلب عاشفان صراط مستقيم است سيراب نمود تا پس از استقامت و تحمّل در اين جاده طاقت فرسا مدال بندگي و عبوديّت را به گردن بياويزد و وجود مباركش مثال چشمه سار زلالي باشد تا تشنگان حقايق و طالبان هدايت از اين چشمه سار سيراب گردند. طبق آيات كتاب شريف و فرمايشات حضرات معصومين ( سلام ا... عليهم اجمعين ) هدف از خلقت انسان , بندگي و در نتيجه بندگي شناخت حقيقي اوست و رسيدن به اين مقام بندگي و شناخت در عصر حاضر چگونه ميسور است ؟ ! در عصريكه با تمام پيشرفت علم و تكنولوزي , معنويت و عشق , گم شده قرن بيست و يكم مي باشد و صداقت و اخلاص ناياب ترين واژه ديوان آخرالزمان . جمال و زينت ظاهري دنيا آنچنان انسانها را مغلوب خويش ساخته است كه بيدار نمودن اين انسانها كاري بس صعب و دشوار و شايد ناممكن باشد . در عصريكه مغناطيس پر جاذبه كثرت گرائي و دوري از وحدت كلمه انسانها را مجذوب خود نموده است و لالائي غفلت را در گوش انسانها مي سرايد , در حاليكه اين دنيا , اين عروس هزار شوهر, هزاران هزار و شايد ميليونها ميليون ره گم كرده را به عميقترين درّه هاي شقاوت و جهل كشانيده است . در جائيكه هزاران دست پليد و خيانت كار بسوي شكوفه هاي دلرباي اين جامعه يعني جوانان دست دراز كرده اند تا دستان آنان را از معارف الهي و ملكوت اعلي كوتاه كنند , دستان مهربان و پر از صدق و صفاي حضرات اولياء ا... . اين مجسمه هاي پاكي و انسانيت و اخلاص بسوي سرگشتگان در وادي حيرت دراز گشته و از اعماق وجودشان طالب هدايت ايشانند . اينان كه عمري را در راه مبارزه با دشمن ترين دشمن درون , يعني نفس امّاره و سركش سپري كرده اند تا بكنار درياچه آب حيات رسيده اند و در سايه سار الطاف ربوبي خداي رحمان آرميده اند . حضرت استاد با مطرح نمودن اين مباحث حياتي و انسان ساز در صدد گشودن راهي است در ظلمتكده ناسوت بسوي اعلي علييّن . با كمي تامّل و تدبّر درفرمايشان ايشان . صاحبان خرد و اندیشه به اين نتيحه مي رسند كه تنها راه رهائي از گرداب جهالت و شهوت و خودبيني , تمسّك به عروه وثقاي وجود اولياي كامل الهي و اعتصام به حبل المتين انسانهاي كاملي است كه كعبه دلشان منّور به حضور خداي رحمان و مرآت قلبشان تجلّيگاه جمال دلرباي رحيمي است مي باشد تا به مدد فيض قدسي ايشان معتكف بهشت معارف و كوثر معنوي حضرات معصومين ( سلام ا... عليهم اجمعين ) گردند . آري وليّ خدا اكسير شفابخش دردمند ان روحي و معنوي در عصر آفات و حيراني و يگانه مفتاح فتح اسرار شگفت انگيز ولايت در عصر سرگشتگي و حيرت است . وليّ خدا گشاينده رمز كشف و كرامات باطني و عالِم به راز قدرتهاي شگرف در عصر ناباوري و تباهي و گوينده اسرار و حقايق حال و آينده و عارف به رموزات مستور دروجود آدمي در قرن اضطراب و سردرگمي است . وليّ حضرت حق منشاء رسيدن به مكاشفات و مشاهدات و مقامات روحاني و آورنده مائده خوشگوار آسماني در صحراي تشنگي و جويندگي است . شايد اين سخنان به ظاهر كوچك حامل اسرار بزرگي باشد كه از عمق وجود يك ولي خدا جوشيده است و جاري بر زباني گشته است كه جز صداقت و راستي چيزي نميداند و جز براي حق كلامي نمي گويد . همان پير دلسوخته ايي كه با قلب سراسر سوز و گدازش و با زبان پاكش اين چنين فرموده است كه : "" من افتخار مي كنم به شما جوانها خدمت كنم و براي همين زنده ام"" صداقت كلام اين عارف برجسته را در جلسات هفتگي ايشان كه جمعه شبها به شرط صحّت حال ايشان برگزار ميگرديد ميتوان رويت نمود و شاهد يك درياي دلسوزي و عشق به جوانان بود. یاد ور اهش گرامی باد ... برای روح پر فتوح این عالم جلیل القدر صلوات
هن |+| نوشته شده توسط علی (پروانه سوخته) در دوشنبه 1386/08/28 و ساعت |
راه حق
از عارفی پرسیدند که اگر کسی در نتیجه ریاضت بتواند روی آب راه برود چگونه است ؟ گفت مهم نیست قورباغه و یا مرغ آبی هم روی آب راه میروند . پرسیدند اگر کسی از ثمره عبادت و ریاضت بتواند در هوا پرواز کند چگونه است . گفت مهم نیست پرندگان هم در هوا پرواز میکنند و این چیزها چندان قیمتی ندارند . ارزش و اهمیت در آنست که در میان خلق بنشیند و برخیزد و بخورد و بخسبد ودر بازار در میان خلق داد و ستد نماید و ازدواج کند و با مردم آمیزش داشته باشد ولی یک لحظه ویک آن ودر هیچ حالی از خدا غافل نباشد . آشنایان ره عشق در این بحر عمیق غرقه گشتند و نگشتند باب آلوده |+| نوشته شده توسط علی (پروانه سوخته) در دوشنبه 1386/08/28 و ساعت |
زندگی دوباره
شاید که تنپوش هایمان آلوده و ژنده باشد اما باید به بخشش خدا توکل داشته باشیم . شاید گناهان ما بیشمار باشد اما رحمت خدا بیکرانه است . همچون کودکی که نزد مادرش میرود به خدا رو کنید و بگوئید : " خدایا مرا چنان که هستم بپذیر و موهبت میلادی دوباره را به من عطا کن تا رویم همیشه به سوی " تو" باشد . " |+| نوشته شده توسط علی (پروانه سوخته) در یکشنبه 1386/08/27 و ساعت |
الهی
الهی الهی بی پناهان را پناهی بسوی خسته حالان کن نگاهی چه کم گردد زسلطان گر نوازد گدایی را زرحمت گاه گاهی مرا شرح پریشانی چه حاجت که بر حال پریشانم گواهی الهی تکیه بر لطف تو کردم که جز لطفت ندارم تکیه گاهی دل سرگشته ام را راهنما باش که دل بی رهنما افتد به چاهی نهاده سر به خاک آشیانت گدایی – دردمندی – عذر خواهی امید لطف و بخشش از تو دارم اسیری – شرمساری – روسیاهی تهی دستی که با اشک ندامت زپا افتاده از بار گناهی گرفتم دامن بخشنده ای را که بخشد از کرم کوهی بکاهی رحیمی چاره سازی بی نیازی کریمی دلنوازی دادخواهی خوشا آنکس که بندد با تو پیوند خوشا آن دل که دارد با تو راهی مران از آستانت بینوا را که دیگر در بساطم نیست آهی مقام و عز و جاهت چون ستایم که برتر از مقام و عز و جاهی فنا کی دولت سرمد پذیرد که اقلیم بقا را پادشاهی زنخل رحمت بی انتهایت بیفکن سایه برروی گیاهی به آب چشمه لطفت فرو شوی اگر سرزد خطایی اشتباهی مران یارب زدر گاهت "رسا" را پناه آورده سویت بی پناهی
|+| نوشته شده توسط علی (پروانه سوخته) در پنجشنبه 1386/08/24 و ساعت |
پیام تشکر
از همینجا از خواهر زاده عزیزم برای کمک در انتخاب نام وبلاگ کمال تشکر را دارم امیدوارم که در همه کارهایت موفق بوده باشی ...
دوستدارت علی |+| نوشته شده توسط علی (پروانه سوخته) در سه شنبه 1386/08/22 و ساعت |
خاموشی
" خاموشی و سکوت را در پیش گیرید تا پرتو الهی که در قلبتان ساکن است به شعله ای از نور تبدیل شود بتابد و شما را به خداوند نزدیکتر و نزدیکتر سازد " زیارت انسان به سوی زیارتگاه نور است او قدم به قدم می آموزد که چگونه پیش رود و نخستین گام خاموشی است . در خاموشی می پرسد : " من چه هستم ؟ از کجا آمده ام ؟ به کجا می روم ؟ هدف آمدنم به این دنیای ظلمت زده چیست ؟ " در سکوت است که در می یابد سرچشمه ظلمت " نفس " است مانع بزرگ راه " من " کوچک است . " نفس" باید از میان رود . برای دیدن " نور " " من " کوچک باید نابود شود . نفس یا ضمیر تجربه گر عامل رنج آدمی است . انسان هر چه در نفس گرفتار آید رنج بیشتری نصیبش خواهد بود . درمان رنج ترک نفس است و سرشار شدن از نام مقدس خدا . " به ندرت می توانیم خواست خود را ترک کنیم زیرا قادر نیستیم . ما خود را به دیگران تسلیم می کنیم زیرا در می یابیم آنها قوی ترند . اما برای آنکه کوچکترین اندیشه ناروا علیه کسانی که برای خرد کردن و نابودی شما می آیند نداشته باشید باید احساس کنید که قلبتان آرام است و با آرامشی عمیق سر شار شده است – این کار تمرینی جهت نابودی نفس در زندگی روزانه است ." وقتی زائر بیشتر و بیشتر می آموزد که بر حقایق زندگی معنوی تعمق کند نیرویش افزایش می یابد و قادر می شود نفس خود را تسلیم کند . و آنگاه یک روز مبارک به لطف خدا در می یابد که دگرگون شده است کودک روح شده است . |+| نوشته شده توسط علی (پروانه سوخته) در سه شنبه 1386/08/22 و ساعت |
سکوت
بنا بر این زائر! از تو خواسته نمی شود از خانه ات به قله ای دور افتاده بگریزی یا کنار رودخانه ویا درعمق جنگلی دوردست معتکف شوی . بلکه به عنوان ابزار خواست خدا در دنیا زندگی کن . وقتی که انسان وسیله انجام خواست خدا می شود از هر گونه تقدیری رها می شود . این حال فقط با تسلیم بدست می آید . وقتی خود را به خدا تقدیم می کنم نفس کاذبم چون مه در برابر آفتاب ناپدید می شود . آنگاه می دانم که هیچم و هیچ کاری را به تنهائی نمی توانم انجام دهم . خواست متعال خداوند از طریق من تحقق می پذیرد . برای شنیدن پیام خدا و احساس کردن حضورش سکوت لازم است . منظور از سکوت فرو رفتن در خود است . فرو رفتن در خویش خود. و اما ای زائر! در میان کارها و مشغله های روزمره هنگامی که میان مردم راه می روی به درون خود فرو رو . روزی از قدیس بزرگ هند شری رامانا ماهاریشی پرسیدند : سکوت چیست ؟ او در پاسخ گفت : " سکوت : یعنی فرو رفتن در خود هر زمان که اندیشه شما را پریشان می کند ." این کار به معنای تمرکز یا نابودی ذهن نیست بلکه بازگشت به خود است . در سکوت ممکن است کلامی را بشنویم که به تنهائی می تواند همه تردیدها و پرسش های ما را به پایان رساند . سنت جان مصلوب گفته است : " پدر یک کلمه گفت و پسر این کلام را تا ابد در سکوت باز خواهد گفت . ودر سکوت است که روح می تواند این کلام را بشنود ." معمولا هنگامی که باید خاموش باشیم دوست داریم سخن بگوئیم .کونگ تینگان متفکر چینی گفته است " قدیس خاموش است . اندیشمند سخن می گوید و نادان پر گویی می کند ." ما دوست داریم درباره خدا گفتگو کنیم اما " او " را کم می شناسیم . بایزید گفته است : " دورترین افراد از خدا کسانی هستند که بیش از همه درباره " او " سخن می رانند . اناس بن مالک در پاسخ به علت سکوتش گفت : " خردمند مشتاق دانستن است نادان مشتاق واگویی . " استادان بزرگ بشریت افرادی کم گو بوده اند . بودا هیچگاه با کسی مشاجره نکرد . گورونانک هرگز مباحثه ای انجام نداد . مادر میرا خاموش بود یا آنکه نیایش هایی جانسوز می خواند . شمس تبریزی مرشد جلال الدین رومی گفته است : " خاموش باش تا خدایی که زبان را به تو ارزانی داشت سخن گوید ." از عیسی مسیح ع پرسیدند : " ارادت و عشق انسان به خدا چگونه افزایش می یابد ؟ " عیسی فرمود : " ارادت و عشق به خدا ده پاره دارد که نه پاره آن در سکوت ویک پاره دیگر آن در کناره گیری از اجتماع انسانهاست . مولای متقیان امیرالمومنین حضرت علی علیه السلام فرموده است : " سخن مانند داروست اندکش سودمند و بسیارش کشنده است ." ای حضور مقدس خاموش ! در خاموشی به سوی " تو" می آیم . سکوت طریق ستایش و نیایش من است . " تو " صدای سکوت را میشنوی و پاسخ می دهی " خاموش خاموش خاموش " و آنگاه " آرامش آرامش آرامش " . آمین . |+| نوشته شده توسط علی (پروانه سوخته) در دوشنبه 1386/08/21 و ساعت |
تعمق
هنوز خاری هستم . " تو " معبودم ! گلی زیبا هستی پاک معطر دلربا بی همتا . هر چه بیشتر بر " تو " تعمق می کنم بیشتر به تمثال " تو " در می آیم ..... خدایم ! |+| نوشته شده توسط علی (پروانه سوخته) در دوشنبه 1386/08/21 و ساعت |
خداوند در کنار ماست
در همه وقایعی که روی می دهد لطف و رحمت الهی نهفته است . بینش ما محدود است . نمی توانیم آنچه را که پیش روی ما قرار دارد مشاهده کنیم . خداوند آنچه را که برای ما خوب است می بیند و به آن آگاه است . ما مخلوق او هستیم . عشق او به یکایک ما بیش از مهر مادر به یگانه فرزندش است . به خدا اعتماد کنید آنگاه هرگز دچار اندوه نخواهید شد . اعتماد کردن به خدا به معنای دانستن چراها نیست اعتماد به خدا یعنی بدانیم خداوند در کنار ماست . خداوند سراسر عشق است خرد و فرزانگی است . او عاشق تر از آن است که کیفر دهد و خردمندتر از آنکه خطائی مرتکب شود . هر آنچه خداوند پیش می آورد برای من بهترین است . |+| نوشته شده توسط علی (پروانه سوخته) در یکشنبه 1386/08/20 و ساعت |
وابستگی
عیسی مسیح ع فرمود : " دنیا همچون پلی است از آن بگذرید اما بر آن خانه نسازید" گذشتن از پل و خانه نساختن بر آن یعنی در دنیا زندگی کنید و به آن وابسته نباشید . فرزانه بزرگ آلمان مایستر آکهارت گفته است : " آن که می خواهد پاک و نیالوده باقی بماند فقط نیازمند یک چیز است : ناوابستگی " ناوابستگی حقیقی زمانی رشد می کند که تشخیص دهیم ارزش آنچه ترک می کنیم در قیاس با آنچه دریافت می کنیم بسیار ناچیز است . برای فردی با چنین ادراکی زر و گوهر همسنگ خاکستر و خاک است . رحمت و لطف خدا یگانه ثروت واقعی است . روزی زن و شوهری که ترک دنیا را در پیش گرفته بودند رو به جنگل می گذارند تا به زیارت مکانهای مقدس بروند . طی راه که شوهر اندکی پیشتر از همسرش می رفت گوهری درخشان بر راه دید . اندیشید اگر همسرش این گوهر را ببیند وسوسه خواهد شد و آنگاه عهد ترک دنیا را زیر پا خواهد گذاشت. پس گوهر را میان خاک پنهان کرد . همسرش که او را دیده بود پرسید " اگر هنوز تفاوتی میان خاک و گوهر می شناسی چرا دنیا را ترک کرده ای ؟ " ترک کردن ضروری است وترک حقیقی در واقع ترک نفس است . اگر شخصی دنیا یعنی دارائی لذت و قدرتهایش را ترک کرده باشد اما نفسش را نه در واقع ترک را در پیش نگرفته است . ترک کردن باید کامل باشد . صوفی بزرگ با یزید بسطامی گفته است : " مرتاضان با ریاضت بندگان با بندگی و عالمان با علمشان پیش از هر کسی از خدا جدا شده اند ." ترک کردن از بطن عشق میروید . وقتی که عشق به خدا را " با تمام ذهن قلب و روح خویش " می آموزیم زنجیرها می گسلند و رها می شویم . فقط این عشق عاری از نفس ما را رها می سازد . اگر خواهان عشقی ترک کردن را بیاموز . ترک کردن فقط یک نوع است : ترک خواست فردی . خداوندا ! بادا که خواست " تو " ونه خواست من تحقق پذیرد . |+| نوشته شده توسط علی (پروانه سوخته) در یکشنبه 1386/08/20 و ساعت |
مقدمه داستان
به نام خدا آشنایان ره عشق در این بحر عمیق غرقه گشتند و نگشتند به آب آلوده مطالبی که در اینجا میخوانید هیچ کدام افسانه نیستند بلکه هر یک دارای ریشه و اصلی بوده و حکایاتی میباشند که در سالهای اخیر اتفاق افتاده اند و هر کدام از آنها نشان دهنده نوعی از طرز فکرهای مختلف است و نمونه ای از رفتار و کردار گوناگون افراد و یا گروه و دسته هائی از اجتماع میباشد. همه می کوشند جملگی تلاش مینمایند همه پیش میروند اما بعضی بسوی نور و سعادت گروهی در جهت تاریکیها و بد بختیها . افرادی به واقعیتها و حقایق روی آورده و از جان و دل میکوشند که در راه آرمان و هدف مقدسی که انتخاب نموده اند پیش روند. بعضی دیگر به ظواهر و زرق و برق و لذائذ پوچ و زود گذر دل خوش شده و از معنی و حقیقت دور و به عالم حیوانی بلکه گاهی هم پست تر کشیده میشوند . امید است نکته های بسیار حساس و درسهای آموزنده ای که در این داستانها وجود دارد برای پسران و دختران جوان و سایرین مفید و موثر باشد . و همچنین امید است نویسندگانیکه قلم بدست میگیرند و برای بازار بهتر از رمان نویسان غرب تقلید نموده و با نوشتن داستانهای ساختگی و عشق بازیهای خلاف عصمت و جنایات دیگر ویا با بکار بردن لغات و جملات تحریک کننده و خلاف عفت مفاسد اخلاقی را ترویج می نمایند به خود آیند و کمی به پایان کار بیندیشند و از خدا بترسند . و چقدر خوبست که مسائل بزرگ تربیتی و اصلاحی با ساده نویسی و بصورتهائیکه قابل فهم و درک همگان باشد نوشته و گفته شود . و نیز در کار مقدس نشر معارف دینی و ارشاد جامعه هدف تجارت و سود جوئی نباشد تا بیاری خدای مهربان نتیجه عاید گردد اصل این داستان واقعی را یکی از دوستان برایم نقل نمود که از شنیدنش حقیقتا منقلب شدم شیرینی داستان و در عین حال نکات آموزنده و جالب آن مرا بر ان داشت که با تغییر اتی و همچنین با پرورش و بهره گیری از مطالب و نکات حساس انرا برای شما دوستان و سایر پسران و دختران مسلمان جوان تقدیم نمایم : |+| نوشته شده توسط علی (پروانه سوخته) در جمعه 1386/08/18 و ساعت |
داستان مسعود قسمت اول
و اما داستان.........................................مسعود مسعود از خانواده ای محترم بود که پدر و مادرش درباره تربیت او و همچنین نسبت بوضع تحصیلات دوره دبستان و دبیرستانش انصافا کوتاهی نکردند و از هر جهت کوشش نمودند که وظیفه خود را آنطوریکه باید و شاید درست انجام داده باشند . پسر جوان هم از داشتن چنین پدر و مادر روشن بین و مهربانی همیشه خوشحال بود و حقا می کوشید که زحمات آنان هدر نرود. و در تمام دوره دبستان و دبیرستان از شاگردان خوب به حساب میامد ودر منزل و مدرسه و بین تمام فامیل برای خود محبوبیتی ایجاد نموده بود و همه واقعا او را دوست می داشتند . دوره دبیرستان تمام شد مسعود با معدل خوبی مدرک تحصیلی خود را اخذ کرد . پدر و مادر و خود مسعود در صدد تحقیق و مشورت برآمدند که برای ادامه تحصیل چه راهی را پیش گیرند و چه رشته ای را اتخاب نمایند. پس از مطالعات زیاد تصمیم براین گرفتند که مقدمات رفتن بیکی از دانشگاههای آلمان را فراهم نمایند . بعضی از دوستان و فامیل این نظر را خوب و بعضی دیگر مخالفت مینمودند . و حرف آنها هم این بود که: اگر مسعود باروپا برود ممکن است اخلاقش عوض شود و ایمان و عقیده اش بکلی از بین برود و یک فرد مادی و بی دین و لا ابالی برگردد. ودر چنین صورتی بر فرض هم که فردی با سواد و متخصص در رشته ای از علوم شود اگر معتقدات و ایمانی نباشد همانند بعضی ها که برنامه و هدفی جز پول مقام و عنوان ندارند خواهد شد و این نوع افراد برای جامعه جز زیان چه دارند ؟!! اما پدر و مادر مسعود معتقد بودند زحماتی که در راه تربیت و تعلیم و اعتقادات فرزندشان کشیده اند ریشه دار و محکم است و بلطف خدا باین زودی از بین نمی رود . اضافه برآن مسعود هم سوای آنچه که در منزل و مدرسه یاد گرفته بود ساعات بیکاری را به خواندن کتابهای خوب و مفید می پرداخت و به خود اطمینان پیدا کرده بود و در پاسخ مخالفین چنین می گفت : " شاید چند سال اول زندگیم بر حسب معمول دین و اعتقاداتم ارث از پدر و مادر بوده است ولی حالا می توانم با اطمینان و افتخار بگویم که دین و ایمانم بر پایه های دلیل و براهین محکم علمی و عقلی استوار است و بیاری خدای مهربان نه تنها عقائدم متزلزل نمیشود بلکه امیدوارم بتوانم افرادی را هم براه مستقیم ارشاد و هدایت نمایم و بوظیفه دینی و انسانی خود عمل کنم " سخنان مسعود همه را قانع نمود و مقدمات سفر وی را فراهم کردند .
این داستان ادامه دارد....
|+| نوشته شده توسط علی (پروانه سوخته) در جمعه 1386/08/18 و ساعت |
1- مسافر
انسان مسافری یا زائری است که از دیرباز به سوی موطن گم شده اش در سیرو سفر است . این مقصد خانه نور است . دریغا که بسیاری از ما در دنیای تاریکی گم شده ایم و قادر نیستیم واقعیت را از توهم تشخیص دهیم . سایه ها را واقعی می پنداریم پس به دنبال سایه های ثروت و لذت اقتدار و عظمت سر گردان می شویم . سراسر زندگیمان سر گردانی است . اما هنگامی که بیداری طلوع می کند در می یابیم که این همه سر به سر رنج و بیهودگی بوده است آنگاه از اعماق قلب مان ندایی این چنین بر می آید : آه ! روح من ! تا کی بر سطح زندگی شناور خواهی ماند ؟ تاکی به آنچه دنیا می دهد و می ستاند دل خوش خواهی داشت ؟ به ژرفای وجود خود فرو رو ! آنجا گنجی لایزال تهفته است ثروت متعالی زندگی . این ندا بانگ بیداری است . روح بیدار می داند که باید از تاریکی به سوی نور عزیمت کند . در یکی از نیایشهای زیبای اسلام از خداوند به عنوان نورالمستوحشین فی الظلم : نور وحشت زدگان در تاریکی ها یاد شده است . از این رو قدیسان دعا می کردند : خداوندا مرا از تاریکی به نور هدایت کن . این نیایش خواسته قلبی هر زائر است .اما افسوس که بسیاری از ما از خاطر برده ایم که زائر هستیم و اما راه را گم کرده ایم . از این روست که جان انسان امروز دستخوش بیقراری است . و بیقراری به قرار نمی رسد مگر آنکه زائر به موطن باز رسد . موطن همان روح است همان غایه آمال الغارفین یا قلمرو آسمانی . برای رسیدن به موطن نباید از دنیا گریخت . بلکه باید آن را پذیرفت در آن زندگی کرد اما به تملک آن در نیامد . باید در دنیا زندگی کنیم و لیکن دنیایی نباشیم . و راز این هنر در قطع وابستگی هاست . باید کارهای روزانه خود را به انجام رسانیم اما گرفتار هیچ چیز فانی نشویم . در وابستگی بذر حرمان نهفته است . اگر می خواهید وابسته نباشید نقطه به دامان نیلوفرین خدا به دامان نیلوفرین یگانه معبود وابسته باشید . |+| نوشته شده توسط علی (پروانه سوخته) در جمعه 1386/08/18 و ساعت |
|
درباره وبلاگ
![]() به نام خدا
ولایه علی بن ابی طالب حصنی فمن دخل حصنی امن من عذابی اینجانب علی هستم 29 ساله . با اتکا به خداوند منان و عنایت اهل بیت عصمت و طهارت علیهما السلام سایتی در جهت رشد معرفت دینی و نشر احادیث اهل بیت و بزرگان و عالمان دین تاسیس گردید .امید است که عزیزان خواننده از مطالب این سایت بهره های معنوی بسیاری برده و ما را نیز از دعای خیرشان بی نصیب نگذارند انشاا.. . در این سایت سعی شده بر خلاف روال بعضی سایتهای دیگر بیشتر روی مضمون و مطالب تکیه شود تا اینکه به زرق و برق سایت پرداخته شود .ممکن است در بخشهائی از سایت بعضی مطالب علمی و اجتماعی گنجانده شود . تمامی مطالب سایت یا تجربیات نویسنده یا در قالب خاطرات بزرگان و مطالب شنیدنی می باشد که به همه عزیزان توصیه می نمائیم حتما مطالب را با توجه و موشکافی پیگیری نمایند انشاا... که بتوانیم حرکتی در جهت نشر معارف دین برداریم و این قدم کوچک مستوجب قدمهای بالاتری نیزدر این راستا گردد. تمامی مطالب سایت توسط نویسنده سایت انتخاب یا عنوان بحثها باحساسیت انتخاب می شوند و تمام مطالب مدارک و منابع آن موجود میباشد. برداشت یا اقتباس از مطالب سایت با ذکر منبع سایت بلا مانع است . خواهشمند است ما را از پیشنهادات و انتقاداتان بی نصیب نگذارید . تقدیم به رهروان و راهداران عشق آنان که دست تمنا به فراسوی محراب عشق این عقیق نهان برآورده اند . آنان که سیمرغ قاف قلوبشان از عالم مغیبات دانه ارادت می چیند وهمای همتشان مکنونات را به بصیرت ارنا الاشیاء کما هی میبیند . آنان که چشم طلب به دروازه دل دوخته و دست نیاز در تجلیگاه معراج درون برآرند و بر قلل پر پیچ وخم گیسوی زیبارخی ماه روی مامن گزینند . دلدادگانی که التهاب درونیشان به سر حد بی طاقتی رسیده است و خرمن وجودشان چشم انتظار شراره ای دیگر از دیار یار می باشد . تقدیم به تشنه کامان سینه سوخته ای که خمار شرابی طهور از خمخانه عشقند تا آن را در کام کشند و جام قلوبشان را بدان جلا بخشند . به عاشقان و عارفانی که تابش آفتاب طلعتشان آثار انوار تجلی دارد و وجودشان آتشکده عشق الهی گردیده است . برقی از منزل لیلی بدرخشید سحر.......... وه که با خرمن مجنون دل افگار چه کرد. اللهم عجل لولیک الفرج منوی اصلی
صفحه نخستپست الكترونيك آرشيو مطالب خانگي سازی ذخيره كردن صفحه اضافه به علاقه منديها نوشته های پیشین
88/06/01 - 88/06/3188/01/01 - 88/01/31 87/10/01 - 87/10/30 87/09/01 - 87/09/30 87/07/01 - 87/07/30 87/06/01 - 87/06/31 87/05/01 - 87/05/31 87/01/01 - 87/01/31 86/12/01 - 86/12/29 86/10/01 - 86/10/30 86/09/01 - 86/09/30 86/08/01 - 86/08/30 آرشيو موضوعی
مسافر1وابستگی خداوند درکنارماست تعمق سکوت خاموشی الهی زندگی دوباره راه حق یادی از معلم اخلاق مرحوم حاج شیخ عبدالکریم حق شناس تفال به دیوان حافظ زندگانی امام علی بن موسی الرضاع ولادت امام علی بن موسی الرضاع حضورخدا دهمین همایش با ملکوتیان خاک نشین طرح بزرگ صلوات برای تعجیل در ظهور بدرقه آه ! تو اینجا نیویورک است بهشت همان خانه کوچک بود غدیرخاطره ای جاودانه وزیباست داستان مسعود 1 داستان مسعود 2 زنده وجاوید کیست ؟ کشته شمشیر دوست غریبستان حدیث از حضرت رسول ص پایان جهان آهنگ ستایش داستان مسعود 3 پيوندها
راهی بی انتهاپخش زنده از حرم مطهر امام هشتم علیه السلام زیارت از راه دور شبکه امام رضا ع قصه سیب و آدم وبلاگ شخصی سید علی انصاریان خلاقیت کلید طلائی آرامش ابدی دلدادگان یار رخ اندیشه یاعلی مدد ازمن برای ارادت به مولا نسیم کویر اهل دین و اسلام شوق رضوان تلخ و شیرین زیبای دو عالم ارزش پاکی ریکی و انرژی یاسین سایت مجتبی دهقانی هیئت ریحانه الحسین س آسمونی گنجهای معنوی دوستی با خدا خدایا کسی را جز تو نداریم معراج یاس کبود اخلاق و رفتار اسلامی کهکشان دل نوشته ها یار دلنواز ولی نازنین صبر اندازه دارد به عشق صاحب الزمان حاج عبدالرضا هلالی شاخص 84 شاید کمی تامل یا علی گفتیم و عشق آغاز شد عقل ودین هل من ناصر ینصرنی خداجون فقط یک نگاه منشور کسی صدایم می زند کانون فرهنگی مسجد علی بن ابی طالب زاهدان حضرت امیرالمومنین علی علیه السلام کمال انسانی وعروج روحانی در سلوک عرفانی ثنا وبلاگ اهل بیت علیهم السلام پروازتابی نهایت محفل راهیان نور عاشقان مهدی به زندگی لبخند بزن مولاتی رقیه... وحید قاسمی مداحی چفیه خاکی حرف حسابی پایگاه اطلاع رسانی جهان تشیع آخرین منجی یاران موعود ندای درون زخم خوردگان تقدیر مباحث علمی بشقاب پرنده ها کلبه کوچک دل (نیایش آسمانی) بوسه بر لبهای خدا عشق باکاروان عشق نردبانی بر آسمان محراب عشق دبستان شهید آیتی امیر آباد شیعیان حرفای دل حضرت عشق ساحل بارانی ظهور صغری امام زمان تزکیه نفس طریق عشق صفحات انتظار در فراق گل نرگس قالب های حرفه ای وبلاگ ابزار وب فارسی امکانات
|
| Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar |